داره خوب میشه - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 16:38
گفتم که خدا بخواد یا طبیعت یا ......هرچیزخم هام داره خوب میشه ولی به نا باوری هام و باور هام قسم کینه ندارم ولی روزگارو زخمی میکنم @برچسبها: دلنوشته|+| نوشته شده توسط سید حبیب رحیمی در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹  | Adblock test (Why?)
درد - تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 16:38
سپاس ایزد یکتا را , ...و درود بر خداوندان ادب , که کوچکترینشانم..در این وبلاگ , اکثر مطالب و شعرها , از دیگران است.تنها اشعاری که در عنوان مطلب , نامی نوشته نشده , سروده من است.گرچه اگر بتوان نامش را سروده گذاشت.بیشتر مشق مینویسم.از اینکه اینجایید متشکرم.Adblock test (Why?)
چگونه اید - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 8:31
.....................ای مردمان غم زده ، با غم چگونه اید؟با شهر مه گرفته ز ماتم چگونه اید.شهری پر از سکوت و خیابان یخ زدهبا این همه خوشی دمادم چگونه اید؟.با رشد نرخ دائم اقلام و نان شببا اقتصاد درهم و
هی...... - تاریخ: 1399/1/14 ساعت: 8:31
چه سلامی هیچ کس تو این خراب شده سر نمیزنه که...خوب مگه مردم بیکارن؟این ها یه مشت دیوار نویسی که بعدها میشه نوستالژی.ولی بد نیست ، حداقل چند سال دیگه یادم میاد روزگار سگی مون رو...!روزگار سگی....شرمند
سعدی - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 6:05
طمع برد شوخی به صاحبدلینبود آن زمان در میان حاصلیکمربند و دستش تهی بود و پاککه زر برفشاندی به رویش چو خاکبرون تاخت خواهندهٔ خیره روینکوهیدن آغاز کردش به کویکه زنهار از این کژدمان خموشپلنگان درندهٔ صوف
شرح - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
البته ببخشید... شاید بد بیان کردم. ولی واقعا دیدم که میگم. اکثر اونایی که دم از ایرانی بودن و تمدن کهن ایران میزنن..... که آی مردم دنیا ..... ما کشور هزاره ای هستیم و چنین و چنان.... وق
سال نو..... - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
سلام .... تبریک گفتن شب عید هم دیگه کلیشه ای شده... ولی خوبیش اینه که با همه بدبختیها... احساس ایرانی بودن بهمون دست میده. هه....
عجب بدبختی داریم - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
سلام بر مردم ایران . شاید فکر کنید لاف میزنم.اما واقعا همه مردم رو دوست دارم. نمیدونم چرا ولی ذاتم اینجوریه. بگذریم. یه سوال ذهنم و مشغول کرده.... که آیا در یک جامعه دموکرات و آزاد.... وقتی
عجیبا غریبا.....!!!!!! - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
. قربون برم خدا رو .... یه بوم و دو هوا رو....
شعری از جناب مولانا.... - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
روز عاشورا همه اهل حلب باب انطاکیه اندر تا به شب گرد آید مرد و زن جمعی عظیم ماتم آن خاندان دارد مقیم ناله و نوحه کنند اندر بکا شیعه عاشورا برای کربلا بشمرند آن ظلمها و امتحان کز یزید و ش
عشقی . همینجوری عشقی - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
خــــاكــــــم به سر ، زغصه به سر خاك اگر كنم خـــــاك وطن كه رفت ، چه خاكي به سر كنم ؟ آوخ ، كــلاه نيست وطـــــن ، گـــــــر كه از سرم برداشتند فــــكـــر كــــــلاهي دگــــــــر كــــــنم مــــرد آ
شاطر عباس خودمون - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
روزه دارم من و افطارم از آن لعل لب است آری! افطار رطب در رمضان مستحب است روز ماه رمضان، زلف میفشان که فقیه بخورد روزهٔ خود را به گمانش که شب است زیر لب، وقت نوشتن همه کس نقطه نهد این
ملک الشعرا بهار - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
در محرم اهل ری خود را دگرگون میکنند از زمین آه و فغان را زیب گردون می کنند گاه عریان کشته با زنجیر میکوبند پشت گه کفن پوشیده فرق خویش پر خون میکنند گاه بگشوده گریبان، روز تا شب سینه
پروین اعتصامی - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
شعری از پروین .. درباره .... اصلا خودتان بخوانید بهتر است.... زن در ایران، پیش از این گویی که ایرانی نبود پیشهاش، جز تیرهروزی و پریشانی نبود زندگی و مرگش اندر کنج عزلت میگذشت زن چه بود
مسعود ستم کش - تاریخ: 1397/11/16 ساعت: 8:58
نه بر خلاص حبس ز بختم عنایتی نه در صلاح کار ز چرخم هدایتی تا کی خورم به تلخی تا کی کشم به رنج از دوست طعنه ای وز دشمن سعایتی من کیستم چه دارم چندم کیم چیم کم هر زمان رساند گردون نکایتی
این روزها - تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 6:08
. این روز ها که ماه و زمین دور تر شدند . اشعار هم ز بی حصلی بی اثر شدند . . این روز ها که جلد زمین زرد تر شده . مردم چو برگ زرد خزان در به در شدند . . این روز ها که می گذ رد ، کاملا شب است . بس کودکان ز فقر و ستم بی پد ر شد ند . . این روز ها که بر همگان سخت بگذرد . مرحم کجا ؟ که بر دلمان نیشتر شدند ...
فریدون توللی - تاریخ: 1396/10/22 ساعت: 6:08
گفتم حالا که نامی از فریدن توللی ، این شاعر گرانقدر خطه ، شیراز به میان آمد، حیف است شعری از ایشان را در اینجا ، ننویسم. البته لازم به ذکر است که ، سوتفاهم نشود. این شعر هیچ ارتباطی ، با امروز جامعه ما ندارد. مال سال 1341 است . ترسم ز فرط شعبده ، چندان خرت کنند تا داستان عشق وطن باورت کنند من رفتم ا...
ههههههههههه - تاریخ: 1396/10/20 ساعت: 7:34
دیدید بعضی بازی ها رو.... چه برنده بشن چه بازنده.. در دوصورت باختن. به این میگن بازی دو سر باخت. اااااااااااااااااا اره ... شما دلت شور نزنه. /// برچسبها: بحث|+| نوشته شده توسط سید حبیب رحیمی در پنجشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۶ |
زخمی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:20
زخمی...   چند روزی گذشته...   هر کی هر کار میتونست برا زخمم کرد.   فکر نکنم به این زودیا خوب بشه.   چند بار دیگه هم بعضی جاهای دیگم ,   زخم شده بود...   اما هنوزم بعد از چندین سال جاش خوب نمیشه.   البته دیگه مث روزهای اول
وحدت - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 3:20
.... وحدت...   وحدت وحدت وحدت   وحدت خیلی خوبه...     ولی چطور میشه من بغض و کینه از شما داشته باشم.   بعد لعنتت کنم.   بعد توقع داشته باشم تو هم هیچی نگی....   بعد هم مسخره ات کنم ....   بگم نمازتم قبول نیست....     بگم فقط ما میریم &#